1-غضنفر چراغ جادو پیدا می کنه دست میکشه روش غولش در میاد میگه : دو تا آرزو بکن . میگه : یه نوشابه خنک می خوام که هیچ وقت تموم نشه . غوله بهش می ده یکم می خوره میگه : به به یکی دیگه هم بده .
2-یکی 15 سال به یک مورچه یاد می ده که چگونه با یک چوب غذا بخوره مورچه رو میاره تو میدون تا به مردم نشون بده همه دور تا دور وایساده بودن نگاه می کردند . غضنفر از اونجا رد می شه می بینه همه عقب وایسادن مورچم وسطه می ره با پا مورچه رو له می کنه می گه : آخه مگه مورچم ترس داره .
3-به غضنفر می گن : تا حالا موز خورده ای .می گه : همون که هستش یک وجبه 4-مشتری : آقا چرا دیگه می خواهی توی حلقم را کیسه بکشی . دلاک : آخه خودت گفتی گلوم چرک کرده
5-غضنفر می ره کله پاچه فروشی یارو بهش می گه : قربان چشم بگذارم . اون می گه : نه آقا حداقل صبر کن من برم قایم بشم .
6- غضنفر سوار اتوبوس مي شه ميره يه گوشه وايممیسه ز راننده بهش ميگه : آقا این همه صندلی خالی چرا نمیشینی ؟ غضنفر می گه : حالا صبر کن دو دقیقه دیگه همین یه ذره جا هم پیدا نمی شه.
7-غضنفر میره راهپیمایی می بینه شلوغه بر می گرده .
8-غضنفر میره شکار خرگوش صدای هویج در میاره . 9-غضنفر پرتغال خونی می خوره ایدز می گیره .
10-غضنفر می افته تو چاه فامیلاش سند می گذارند درش میارند .
11-می خواستن غضنفر رو شکنجه روحی بدن می فرستندش تو یک اتاق گرد می گن : برو یک گوشه بشین .
12-مرد : قسم می خوری که منو به خاطر پول هایم دوست نداری . زن : یه ایران چک بده تا قسم بخورم .
13-غضنفر می خواست گردو بشکنه گردو رو میگذاره زیر پاهاش بعد آجر می زنه تو سرش .
14-غضنفر میره حموم آب جوش بوده با نلبعکی دوش می گیره .
15-غضنفر میره ماه عسل یادش میره زنش را ببره .
16- غضنفر دو تا دزد می گیره زنگ می زنه 220 .
17- تمساح میره گدایی میگه : به من بد بخت مارمولک کمک کنید .